سلام
اول کار بگم که آقا یا خانم من تسلیمم!!!
به خدا اسم دیگه ای برای عنوان این مطلبم پیدا نکردم!
یه مدتیه که تنبل شدم و با اینکه صبح تا شب و شب تا صبح اتفاقات و خبرهای جالبی می بینم و می شنوم که ارزش نوشتن رو داره و با اینکه حداقل هفته ای ۱۵ ساعت توی فضای مجازی اینترنت سرگردونم حوصله ام نشده و یا شاید سعادت پیدا نکردم که مطلبی بنویسم! اما اینجا می خوام چند تا مطلبی که می خواستم بنویسم و ننوشتم رو گذرا عنوان کنم. هر چند که شاید به درد کسی هم نخوره!
۱) این یه مدت اخیر سرگرم مسئله انتخابات - البته شوراها! خبرگان که ماله ما نیست!!! - بودم و با دوستان جلسه های متعددی گرفتیم. وقتی وضع خودمون رو می دیدیم می گفتیم بنده خداها اصل کاریا دیگه چندین نفر ساعت جلسه و میتینگ و کنفرانس این ور پرده ای و اون ور پرده ای گذاشتن تا یهو دم موعد انتخابات غافلگیر نشن! - البته ما به غافلگیر شدن دیگه عادت کردیم! این کلمه دیگه روی ما تاثیر نداره! -
به هر حال جلسات متعددی برگزار شد و در یک نظام هدفمند و تشکیلاتی و اخلاق مدار!!! شاخه جوانان ستاد ائتلاف اصلاحطلبان فارس تشکیل شد و سعید عزیز هم پس از کش و قوس های فراوان و گذشت مسعود از این مقام همام! به عنوان رییس شاخه معرفی شد.
دوستان هم به من لطف داشتن و من رو به عنوان قائم مقام انتخاب کردن! تا نشون بدیم منصب سازی اون بالایی ها روی ما هم اثر گذاشته و ما هم توی منصب سازی و مسئولیت سوزی کم نمیاریم!!!
در هر صورت این قسمتی از اوضاع و احوال و مشغله های این چند وقت اخیرم بوده. باقی وقتم رو هم صرف کار و مطالعه کردم.
۲) کلیت تبلیغ های فرمانداری ها برای جذب مردم به پای صندوق های رای چیزی بود که فکر منو به خودش جلب کرده. در سطح شهر شیراز تنها آگهی که برای این منظور پخش شده یک جمله بیشتر نیست: " حضور در انتخابات یک وظیفه شرعی و اجتماعی است."!!!
حالا گذشته از نام گوینده این جمله که خود در پاره ای از توده مردم ایجاد سستی و کرختی می کند خود این جمله به عنوان تنها محرک جهت حضور مردم در پای صندوق های رای نه تنها تربیتی آسیب زاست بلکه نشانگر اهتمام برگزارکنندگان به جذب برشی از اجتماع که همانا توده ولایتی و مقید به نظام تابع و متبوعیست می باشد!
من یکی نه تنها این جمله رو تکذیب نمی کنم که کاملا تاییدش هم می کنم و هیچ شکی در نفس جمله نمی بینم. ولی استفاده تنها از این جمله برای جذب همه اقشار جامعه به پای صندوق های رای نشانگر فکر قرض دار و مریض مجریان آن است و یادآور تئوری های مدعی جمهوری ناب است.
به هر حال جای داشت اهمیت شوراها و کارکردهای آن و توانایی های آن و جایگاهش در نظام حقوقی کشور در میان مردم ترویج داده می شد تا مردم با شناخت این مسایل به دنبال انتخاب اصلح جهت اجرای خواسته هایشان می رفتند.
۳) امروز صبح هوا بس ناجوانمردانه سرد بود و قسمت هایی از سطح معابر و خیابان ها یخ زده بود. طوری که خود ما دو سه بار نزدیک بود فرمون ماشین از دستمون در بره و آن شود که نباید شود!
اما نکته جالبی که محرک من برای نوشتن این مطلب بود توجه بیش از حد شهروندان عزیز به حقوق و وظایف شهروندیشون بود.
داشتیم از زیرگذر ساحلی می گذشتیم که دیدیم ماشین ها آروم آروم در حال عبورند. این مسئله به خاطر یخ زدگی سطح خیابان بود. ولی نکته جالب اینکه همه پس از صرف کمی صبر و حوصله آرام از محل می گذشتن و به راه خودشون ادامه می دادن. طوری که انگار نه انگار سطح راهی یخ زده و ممکنه که تصادف شدیدی بوجود بیاد!
اما نکته جالب این بود که یک موتورسوار پس از گذشتن از اون تکه راه نگه داشت و با موبایلش زنگ زد به شهرداری و از اونا خواست که وارد عمل بشن و به وظیفه خودشون عمل کنن. این مسئله خیلی من یکی رو شاد کرد.
به هر حال از اونجا گذشتیم و دیدیم که به به! عجب ترافیکی وسط چمران شده! بگو که بر اثر یخ زدگی سطح خیابون ۸ - ۹ تا ماشین بدجوری کوبیده بودن به هم! طوری که اصلا هیچ راهی برای عبور باقی ماشین ها نمونده بود!
دوباره به قول بچه ها گفتنی سایه غم ناگهان بر دلم نشست که گرچه شهروندانی چون اون عزیز موتورسوار در کلان شهر ما کم نیستن ولی نسبتشون در سطح جامعه خیلی پایینه و باید تک تک شهروندان مثل ایشون باشن.
به هر حال این مسئله در آستانه انتخابات شهر برای من خیلی جالب و جذاب بود. با قطع پای سیاسی شوراهای شهر می خواهیم به انتخاباتی وارد شویم که پای دیگرش - که همانا اصول شهروندی و مدنی هست - هم می لنگد!
البته میشه یه نتیجه گیری سیاسی هم گرفت! و اون اینکه در ظاهر مردم ما خیلی انعطاف پذیرن و با شرایط مختلف خوب جور می شن و می تونن گلیم خودشون رو از آب بکشن بیرون! و یا به قول یکی از دوستان اگر این مملکت صاحاب هم نداشته باشه وضع همینجوری می مونه!!!
شاید در کوتاه مدت اینطور باشه ولی همونطور که شاهد بودیم بالاخره نتیجه ای مثل اون تصادف و بسته شدن همه راه های سعادت و خوشبختی رو به همراه داره!
پس مراقب باشیم که کشور بی صاحاب نمونه!!!